مذهب



![]() |
|
اسلام و اينترنت انقلاب اطلاعات و ارتباطات درحال شكل دهي مجدد جهان است و اينترنت در رأس اين[جريان]قرار دارد.اثر اينترنت بر تمام جنبههاي زندگي مبهوت كننده است و اثر آتي آن هنوز[بطور كامل]نامعلوم است.با وجود تمام امكاناتي كه اينترنت داشته است درواقع،روند گسترش يا[نشر]آن دركشورهاي اسلامي كند است. توضيحات مختلفي براي اين پديده وجود دارد كه از آن ميان مي توان به درآمد ناخالص داخلي پائين، ميزان بيسوادي بالا،ساختارهاي سياسي و غيره اشاره نمود كه اين مقاله به طور خلاصه به برخي از آنها خواهد پرداخت.در عوض در اين مقاله بر تاثير مذهب بر گسترش اينترنت در كشورهاي اسلامي تمركز شده است. آيا مذهب اسلام ميتواند توضيحي منطقي براي گسترش كند اينترنت باشد؟ من در ابتدا به بررسي ارتباط آماري درصد مسلمانان كشورهاي مختلف و گسترش اينترنت ميپردازم.سپس به دنبال دلايل فرهنگي و مذهبياي كه مانع رشد اينترنت در كشورهاي اسلامي مي باشد،خواهم گشت. بخش آخر مقاله برفوايد اجتماعي دنياي مجازي[اينترنت]براي مسلمانان به عنوان يك مسلمان تمركزدارد. كليد واژه ها:اسلام و گسترش اينترنت،رسانه هاي سنتي،ابزارهاي حكومت،فضاي مجازي اسلامي مذهب اسلام – حقايق زيربنايي اسلام كلمة عربي به معناي صلح،خلوص،پذيرش و تسليم است.اسلام به عنوان يك مذهب به دنبال تسليم كامل و پذيرش تعاليم و ارشادات خداوند است. 3/1 ميليارد مسلمان درجهان وجود دارد(بيش از يک پنجم جمعيت دنيا)،كه ازنژادها،مليتها وفرهنگهاي مختلف از سراسرجهان هستند(ازجنوب فيليپين تاسواحل غربي آفريقا). حدود 18% آنها در سرزمينهاي عرب زندگي ميكنند.بزرگترين جامعه اسلامي درجهان در اندونزي است و ساكنين بخشهاي مهمي از قاره آسيا و آفريقا مسلمان مي باشند.اقليتهاي قابل توجهي از مسلمانان دراتحاد جماهيراسبق شوروي،چين،آمريكاي شمالي و جنوبي و اروپا يافت ميشوند. براي مسلمانان،اسلام هم مذهب است و هم شيوه زندگي.مسلمان كسي است كه آزادانه و با اراده شخصي،قدرت مطلق خداوندرا بپذيرد و با جديت بكوشد كه زندگياش را بطور كامل منطبق با تعاليم خداوند سازمان دهد.همچنين او براي ساختن ساختار اجتماعياي كه ارشادات خداوند را منعكس كند فعاليت ميكند. قرآن آخرين كلام آشكار خداوند و منبع زيربنايي تعاليم و قوانين اسلام است.در آن به موضوعات مختلفي اعم از فوايد اساسي اسلام،اخلاق،پرستش،دانش،خرد،ارتباط انسان و پروردگار،و روابط انسانها پرداخته شده است.. تعاليم قابل فهم درباره شيوه صحيح اجراي عدالت اجتماعي،سياست،اقتصاد،قانونگذاري،قضا،حقوق و روابط بينالملل قسمت مهمي از قرآن است. حديث،تعاليم،قول و فعل محمد پيامبر(ص)است كه دقيقاً بوسيله اصحابش نقل و گردآوري شده است.آنها آيات قرآن را شرح و كامل نموده و نمونه خوبي براي هدايت مسلمانان فراهم مي كنند.قانون اسلام قانون مذهب اسلام است كه به عربي به آن الشريعت گفته مي شود كه حاكم برزندگي مسلمانان است و مسلمانان آن را تجسم اراده ي خداوند ميدانند. رابطه ميان اسلام،علم و تكنولوژي در ادامه... ادامه مطلب نوشته شده توسط محمد رضا بهارلو | لینک ثابت | اهمیت دین پیوند دین و انسان، پیوندی دیرین و پایدار بوده، اما این رابطه، در گذر زمان چه در وجه فردی دین و چه در بعد اجتماعی آن، همواره دستخوش تغییرات چشمگیری شدهاست. هرچند دین نقش و عملکردی همواره یکسان نداشته، اما از نخستین جوامع انسانی تا امروز، عنصری اساسی و بنیادین از هر اجتماع انسانی را تشکیل داده و یکی از اصلیترین محورهای صف بندیها و دسته بندیها در درون جوامع یا تمایز ملل از یکدیگر بودهاست. در جهان امروز نیز، به رغم همه اختلاف نظرها، مجادلات و مبارزات، مباحث و تفسیرهای متفاوتی که از ماهیت و وظایف دین به دست داده شده، به نظر نمیرسد که از اهمیت و میزان گسترش و حضور آن در حوزههای خصوصی و عمومی زندگی بشری کاسته شده باشد.
مذهب، عامل احساس هویتبر اساس پژوهشی که موسسه بین المللی نظرسنجی گالوپ، انجام داده، پس از ملیت، مذهب، دومین عامل احساس هویت در جهان به شمار میرود. اما دین چیست و آیا با وجود آیینها و مذاهب گوناگونی که هر یک قصد دارند پیروان خود را به شکلی ویژه به مقصدی خاص رهنمون شوند، میتوان تعریفی واحد از آن ارایه کرد؟ ارایه تعریفی جامع و مانع از مفهومی به گستردگی دین، چه از منظری درون دینی و چه از چشم اندازی برون دینی، دشوار به نظر میرسد. با این همه در تعریفی حداقلی، شاید دین مجموعهای از آموزههایی باشد که در ذات خود معطوف به «امر قدسی» اند. از سوی دیگر، مشکل تنها ارایه تعریفی فراگیر و مقبول از مفهوم دین نیست. آنچه در عمل مشاهده شده، آن است که در بسیاری از موارد، ادیان به رغم آموزههایشان در مورد وحدت و مهربانی، خود یکی از عوامل جدایی، تفرقه و جنگ و دشمنی بودهاند. بسیاری از پژوهشگران در پاسخ به این سوال که در چنین وضعیتی، رسالت و نقش دین را چگونه باید تبیین کرد؟ میگویند که آنچه باید بیش از هر چیز دیگر مورد توجه قرار گیرد، ذات و جوهره ادیان و صبغه معنوی و فرهنگی آنهاست. فارغ از چنین مباحثی، به نظر میرسد که در جهان امروز، در این نکته نمیتوان تردید کرد که نقش و اهمیت سیاسی و اجتماعی دین از چند دهه پیش به این سو، به صورت فزایندهای افزایش یافتهاست. در این اقبال مجدد، به نظر میرسد که برداشتهای بنیادگرایانه از دین، با سرعت بیشتری گسترش یافتهاند و اکنون به عنصری مهم در مناسبات و معادلات سیاسی و اجتماعی بدل شدهاند. در جهان امروز، به همان اندازه که دین مهم است و عاملی هویت بخش به شمار میرود، رهبران و مراجع دینی نیز، از موقعیت و اهمیتی قابل توجه برخوردارند. بر اساس پژوهش موسسه گالوپ مردم جهان امروز بیش از هر مرجع دیگری، به رهبران و مراجع مذهبی اعتماد دارند. قدرت یابی مجدد دین، به عنوان عاملی تعیین کننده در حوزه زندگی عمومی، پیامدهایی ویژه نیز به همراه خواهد داشت و از جمله میتواند به گسترش و تعمیق اختلافها در برداشتها و تفسیرهای پیروان ادیان و مراجع مذهبی بینجامد. یونگ :مذهب به معنای احترام از روی وجدان و با کمال توجه به عوامل غیر عقلانی روان و سرنوشت فرد یا به عنوان رعایت دقیق و به حساب آوردن برخی عوامل نادیدنی و غیر قابل کنترل , یک نگرش غریزی خاص انسان است. نوشته شده توسط محمد رضا بهارلو | لینک ثابت | ریشهشناسی واژهٔ دین دین یک واژه فارسی است که به عربی راه یافته. در سانسکریت و گاتها و دیگر بخشهای اوستا مکرر واژه «دئنا» آمده دین در گاتهابه معانی مختلف کیش، خصایص روحی، تشخص معنوی و وجدان بکار رفتهاست و بمعنی اخیر دین یکی از قوای پنجگانه ٔ باطن انسان است[۴] واژهای دین از واژه اوستایی دَئِنا ریشه میگیرد. خود واژه دئنا به ریشه کارواژه «دا» به معنی اندیشیدن و شناختن میرسد. در اوستا واژه دئنا به معنی دین و نیز نیروی ایزدی بازشناسی نیک از بد گزارش شدهاست. در زبان اوستایی و نیز پارسی میانه به همکردها (ترکیبها)یی گوناگونی از این واژه بر میخوریم مانند: دین آگاهی، دین بُرداری (نمایش دینی)، دینکرد (کردار دینی)، دین یشت (نام شانزدهمین یَشت از یشتهای بیست و یک گانه اوستا) و جز اینها.
البته نظریه دیگری نیز میگوید که از واژه دئنا گرفته شدهاست که به معنای وجدان است.[نیازمند منبع] عبدالحسین زرینکوب در کتاب قلمروی وجدان در مورد دین بحثی میکند که دین در اصل همان وجدان انسانها است. نوشته شده توسط محمد رضا بهارلو | لینک ثابت | تعریف دین امیل دورکیم در صور بنیانی حیات دینی با بر شمردن تعاریف رایج در ارتباط با دین همچون: «دین به مثابه دیدگاهی اعتقادی در رابطه با مواردی که در قالب علم نمیگنجد»[۱] و «دین به عنوان دستگاهی برای تنظیم روابط با موجودات خاص همچون خدایان، شیاطین، فرشتگان، ارواح و...»[۲] به رد این تعابیر میپردازد و دین را بدین گونه تعریف میکند:
دین عبارت است از دستهای همبسته از باورها و اعمال مربوط به امور لاهوتی (مجزا از امور ناسوتی) که این باورها و عقاید همه کسانی را که پیرو آنها هستند در یک اجتماع اخلاقی واحد به نام امت متحد میکند.[ نوشته شده توسط محمد رضا بهارلو | لینک ثابت | دین دین یا کیش یا طریقت یا شریعت، مجموعهای از معارف، عقاید، باورها و قانونها و دستورهایی برای راهنمایی و پرورش انسان و پیشبرد او به سوی تکامل و رستگاری است. مجموعه دین از دو بخش تشکیل شدهاست: ۱) آموزهها و گزارههای اعتقادی (هستها /اصول) ۲) دستورهای عملی، اخلاقی و ارزشی که بر پایه آموزههای اعتقادی استوار شدهاند (بایدها /فروع). در ادیان مختلف، این آموزههای اعتقادی تلاش میکنند تا پاسخی برای درک معماهای هستی و آنچه درک نشدنی است (بی نهایت، مرگ) فراهم کنند. واژههای دیگری مانند کیش و مذهب گاه به همان معنی دین و گاه به معنی زیرشاخههایی از یک دین بکار میروند. دین یا آسمانی است یعنی پیامبر ی آمده و مدعی این است که هر چه آورده از طرف خدا و از آسمان است و یا آسمانی نیست یعنی حاصل افکار و عقاید یک انسان میباشد. از بزرگترین دینهای جهان میتوان از دینهای ابراهیمی نام برد. دینهای ابراهیمی که همه از یک ریشه و منطقهٔ خاور میانه سرچشمه میگیرند عبارتاند از اسلام، مسیحیت و یهودیت. دینهای بابی و بهائی نیز از این دسته و از ادیان نوین هستند. از دینهای بزرگ دیگر در جهان میتوان از بوداگرایی، هندوگرایی و آیین کنفوسیوسگرایی نام برد. ادیان لزوماً خدامحور نیستند ولی به نظر میرسد تمام ادیان معتقد به ماوراء طبیعت باشند. دینهای کهن فراوان دیگری نیز وجود دارد مانند زرتشتیگری، مانیگری، مهرپرستی و جز اینها. نوشته شده توسط محمد رضا بهارلو | لینک ثابت | شرايط وضو. شرايط صحيح بودن وضو سيزده چيز است كه ما از اين سيزده شرط آنهايي را كه نياز به توضيح دارد در اينجا ذكر مي نماييم:. شرط دوّم. آب وضو بايستي مطلق باشد، به طور كلي مايعات بر دو دسته اند: يك دسته از آنها اصلاً اسم آب بر آنها اطلاق نمي شود مانند شير، نفت، شيره، و... و دسته ديگر مايعاتي است كه آب به آنها اطلاق مي شود كه اين دسته خود به دو قسم تقسيم مي شود:. الف) قسمي كه در نام گذاري بر آن فقط اطلاق (آب) تنها كافي نيست بلكه بايستي چيز ديگري هم به آن اضافه كرد؛ مانند آب هندوانه و گلاب كه از چيزي گرفته شده اند و يا آبِ گل كه با چيزي مخلوط شده است. ب) قسم دومش آن است كه در نام گذاري فقط اطلاق نام آب بر آن كافي است، كه اگر به چيزي هم نسبت داده شود طوري است كه بدون آن هم اطلاق آب بر آن صادق است؛ مانند آب دريا، آب چاه و.... حال مي فرمايند شرط مايعي كه انسان با او وضو مي گيرد آن است كه از قسم دوم (آب مطلق) باشد؛ يعني آبي كه نه از چيزي گرفته شده و نه با چيزي مخلوط شده باشد كه عرفاً به او آب نگويند. التنقيح، ج2، ص11، توضيح المسائل، مسأله15. معيار مضاف بودن آبي كه با چيزي مخلوط شده. معيار مضاف بودن آبي كه با چيزي مخلوط شده، عرف است كه اگر آبي را مضاف بدانند، مضاف است و اما اينكه بعضي مي گويند: اگر در آب گل آلود كف دست ديده شود مضاف نيست و اگر ديده نشود مضاف است، معيار صحيحي نيست. يادآوري. 1- آبي كه معلوم نيست مطلق است يا مضاف، اگر قبلاً مطلق بوده، حكم آب مطلق را دارد و اگر مضاف بوده، حكم آب مضاف را دارد و اما اگر حالت سابقش روشن نيست و غير از اين آب، آب ديگري هم ندارد، بايستي براي نماز با اين آب وضو گرفته و تيمم هم بنمايد. تحرير الوسيله، ج1، ص25، مسأله 3. 2 - به مسأله 266 توضيح المسائل مراجعه شود. در ادامه..... ادامه مطلب نوشته شده توسط محمد رضا بهارلو | لینک ثابت | دستور وضوي ارتماسي. وضوي ارتماسي هم مانند وضوي ترتيبي چهار چيز واجب دارد منتها فرقش با وضوي ترتيبي در صورت و دستهاست كه در وضوي ترتيبي صورت و دستها به نيّت وضو شسته مي شد، ولي در وضوي ارتماسي صورت و دستها بايستي از بالا به پايين به نيّت وضو در آب فرو برده شده و يا به نيّت وضو از بالا به پايين از آب بيرون آورده شود.
توضيح المسائل، مسأله 261. در ادامه.... ادامه مطلب نوشته شده توسط محمد رضا بهارلو | لینک ثابت | مسائل مخصوص وضوي ترتيبي. 1- اگر دست را تر كند و به صورت و دستها بكشد، چنانچه تري دست به قدري باشد كه بواسطه كشيدن دست، آب كمي بر آنها جاري شود، كافي است.
توضيح المسائل، مسأله244. 2- اينكه گفته شد كه شستن صورت و دستها از بالا به پايين باشد، مراد آب ريختن نيست كه حتماً بايستي آب را هم مثلاً از رستنگاه مو بريزد، بنابراين اگر كسي آب را پايين تر از رستنگاه مو بريزد - ولي با دست تر شستن را از رستنگاه مو شروع كند - مانعي ندارد. عروة الوثقى، احكام وضو، مسأله44. 3- شستن صورت در وضو لازم نيست كه حتماً با دست راست صورت گيرد. نوشته شده توسط محمد رضا بهارلو | لینک ثابت | وضو وضو تمام وضوها را به يكي از دو صورت مي توان انجام داد: 1 . وضوي ترتيبى؛ 2 . وضوي ارتماسى. دستور وضوي ترتيبي. در وضوي ترتيبي چهار چيز واجب است:. واجب اوّل. شستن صورت از رستنگاه مو، يعني از جايي كه موي سر بيرون مي آيد تا آخر چانه از طرف طول و عرض آن به مقداري كه بين انگشت وسط وشست قرار مي گيرد كه اگر مختصري از اين مقدار را نشويد، وضو باطل است و براي آنكه يقين كند اين مقدار كاملاً شسته شده، بايد كمي اطراف آن را هم بشويد و البته بايد توجه داشت كه اين مقدار بايستي از بالا به پايين شسته شود. واجب دوّم. شستن دست راست و بعد از آن دست چپ، از آرنج تا سرانگشتها، و براي آنكه يقين كند آرنج را كاملاً شسته، بايد كمي بالاتر از آرنج را هم بشويد؛ البته بايد توجه داشت كه اين قسمت را هم بايستي از بالا به پايين بشويد. واجب سوّم. مسح كردن يك قسمت از چهار قسمت سر - كه همان مقابل پيشاني است - با دست راست و هر جاي اين قسمت را به هر اندازه مسح كند كافي است؛ حضرت امام(ره) مي فرمايند: بنابر احتياط واجب جاي مسح شده از عرض يك انگشت كمتر نباشد؛ اگر چه احتياط مستحب آن است كه از درازا به اندازه درازي يك انگشت و از پهنا به اندازه پهناي سه انگشت بسته مسح نمايد. البته بايد توجه داشت كه مسح سر لازم نيست بر پوست آن باشد، بلكه بر موي جلو سر هم صحيح است و اما كساني كه موي سرشان به حدّي بلند است كه اگر شانه كنند از حد مسح خارج مي شود بايد بيخ موها يا پوست سر را مسح نمايند. واجب چهارم. مسح كردن روي پاها، اول پاي راست با دست راست و بعد پاي چپ با دست چپ، از سر يكي از انگشتها تا مفصل، ولي حضرت امام(ره) تا برآمدگي پاها را هم اجازه مي دهند، اين از نظر طول و اما از جهت عرض به هر اندازه باشد، كفايت مي كند، اگر چه به اندازه عرض انگشت كوچك باشد؛ ولي بهتر است به اندازه سه انگشت بسته و بهتر از آن مسح تمام روي پاست. عروة الوثقى، في افعال الوضوء، مسأله49؛ تحريرالوسيله ج1، ص23؛ توضيح المسائل، مسأله237، 243، 245، 246، 249 تا 253. نوشته شده توسط محمد رضا بهارلو | لینک ثابت | نام ها و صفات شيطان .ابليس: اين كلمه اي ست مفرد و داراي دو جمع (اباليس و ابالسه) از ماده ي بلس و ابلاس گرفته شده. معناي آن نا اميدي، مأيوس شدن از رحمت خدا، تحيُّر و سرگرداني، حزني كه از شدت ياس پيدا مي شود، اندوهگين و سر گريبان كردن، آمده ابليس، كلمه عربي و اسم خاص است و معروف شده براي همان كسي كه آدم را فريب داد و باعث بيرون شدن او و همسرش از بهشت گرديد. و الان با تمام قدرت، خود و لشگريانش در كمين انسان هاي بي ايمان و سست عنصر، بلكه در كمين همه ي انسان ها بوده مگر بندگان مخلص، كه از آنان مأيوس است. ابليس، موجودي است حقيقي و زنده، با شعور، مكلف، نامرئي و فريب كار، همان كه از امر خدا سرپيچي نمود و هم اكنون هم مردم را اغوا مي كند و بر انجام گناه و خلاف تشويق مي نمايد. چهره ي ابليس،چهره ي تكبير و عصيان، نخوت و تمرد، خود خواهي و خودمحوري و مظهر غرور و خود برتربيني است. لفظ ابليس، به صورت مفرد، يازده بار در قرآن آمده كه جز دو مورد بقيه مربوط به خلقت آدم (ع) است. از جمله:« همانا شما آدميان را بيافريديم و سپس شكل داديم س از آن به فرشتگان امر كرديم تا بر آدم سجده كنند؛ همه سجده كردند، جز ابليس، كه از سجده كنندگان نبود.» «فرشتگان را فرمان داديم كه ار آدم سجده كنند؛ همه سجدخ كردند، جز ابليس، كه سرپيچي و تكبر نمود و از كافران گرديد.» «چون فرمان سجده بر آدم رسيد، همگي اطاعت كردند جز ابليس، كه از سجده بر آدم امتناع ورزيد. خداوند فرمود: اي ابليس! چه شد تو را كه با ديگران بر آدم سجده نكردي؟» «ابليس گمان باطل خود را به صورت صدق و حقيقت ، در نظر مردم جلوه داد تا جز گروه اندكي از اهل ايمان، همه او را تصديق كردند و پيرو او شدند.» «كافران و معبودان آن ها (همگي) به رو، در آتش جنم در آيند و با تمام سپاه و لشگريان ابليس به دوزخ وارد گردند»؛ زيرا آنان پيروان او هستند. ونيز در نهج البلاغه يازده مرتبه كلمه ابليس آمده است: چه تلبيس بليس منظور شد ملائك پي سجده مأمور شد يكايك بدين سجده اقرار كرد جز ابليس كز سجده انكار كرد به خود گفت من ز آتش او ز خاك گر از سجده روي از تو تابم چه باك تكبر به سويش چه آورد روي بشد طوقي از لعنتش در گلوي ادامه مطلب نوشته شده توسط محمد رضا بهارلو | لینک ثابت | فرق بين بهشت و جهنم ! فردي از خدا درخواست نمود تا به او بهشت و جهنم را نشان دهد و خدا پذيرفت او را وارد اتاقي نمود که جمعي از مردم در اطراف يک ديگ بزرگ نشسته بودند همه گرسنه نا اميد و در عذاب بودند هر کدام قاشقي داشتند که به ديگ ميرسيد ولي دسته قاشقها بلند تر ار بازوي آنها بود به طوري که نميتوانستند قاشق را به دهانشان برسانند! عذاب آنها وحشتناک بود! انگاه خداوند گفت:اکنون بهشت را به تو نشان خواهم داد آنها به اتاق ديگري که درست مانند اولي بود وارد شدند ديگ غذا"جمعي از مردم"همان قاشقهاي دسته بلند"ولي در آنجا همه شاد و سير بودند! آن مرد گفت نمي فهمم چرا مردم در اينجا شادند در حالي که در اتاق ديگر بدبخت هستند با آنکه همه چيزشان يکي است؟ خداوند تبسمي کرد و گفت:خيلي ساده است در اينجا آنها ياد گرفته اند که يکديگر را تغذيه کنندهر کس با قاشق غذا در دهان ديگري ميگذارد چون ايمان دارد که کسي هست در دهانش غذايي بگذارد محبت از درخت آموز که حتي سايه از هيزم شکن هم بر نمي دارد. نوشته شده توسط محمد رضا بهارلو | لینک ثابت | اثرات بسم الله الرحمن الرحيم در مفتاح النبوة روايت شده چون پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله اسلام را در مدينه آشكار كرد و مردم را علنا به اسلام دعوت نمود، حسد عبدالله بن ابى (رئيس منافقان ) بر پيامبر خدا شدت يافت پس آن حضرت را با اصحابش بر طعام مسمومى دعوت نمود تا او را شهيد نمايد پس جبرئيل نازل شد و آنچه او اراده كرده بود به حضرت خبر داد. پس وقتى بر سر سفره نشستند، پيامبر اكرم (ص ) به امير المؤ منين عليه السلام فرمود:((يا على تعويذ و دعاى مفيد را بر اين طعام بخوان ، پس آن حضرت اين دعا را خواند. بسم الله الشافى ، بسم الكافى ، بسم الله المعافى ، بسم الله الذى لايضر مع اسمه شى ء و لاداء فى الارض و لافى السماء و هو السميع العليم .)) پس حضرت رسول صلى عليه و آله وحضرت على عليه السلام و هر كه با آنها بودند از آن غذا خوردند تا سير شدند، و سالم از سر سفره بر خواستند، پس چون عبدالله بن ابى اين قضيه را مشاهده كرد، خيال كرد و غذا را مسموم نكرده ، پس با دوستان خود بر سر سفره نشستند و بقيه طعام را خوردند و همگى هلاك شدند. نوشته شده توسط محمد رضا بهارلو | لینک ثابت | مذهب شیعه چرا مذهب جعفری نامیده شد؟ هیچ تاکنون به این نکته اندیشیده اید که چرا ما شیعیان راپیروان مذهب جعفری می خوانند؟ در میان امامان دوازدگانه شیعه چرا مذهب ما به ایشان انتساب یافته است؟ با توجه به این که امام جعفر صادق(ع) ششمین امام شیعه هستند مگر پیش از ایشان وضعیت شیعه چگونه بوده و به عبارت دیگر چرا مذهب شیعه علوی یاحسنی یا حسینی یا سجادی و یا باقری نامیده نشده است؟ آنچه درپی می آید توضیحی است بر راز این نام گذاری. عرصه تئوری ها و دیدگاههای علمی و فرهنگی در میان دانشمندان وفرهیختگان همواره عرصه ابقای بهترین اندیشه ها بوده است. هرنظریه ای آن هنگام توانسته جایگزین نظریه پیشین شود که محتوایی بهتر از آن را به بشریت هدیه کرده باشد و الا مورد استقبال قرارنخواهد گرفت. مکتب های فکری بزرگ نیز همواره باید دارای چنین ویژگی باشند تا بتوانند در دل بشر جایی باز کنند. نگاهی به دستاورد مکتب اسلام در مقایسه با آنچه جامعه جاهلی عرب بدان دلبسته بود و مبنای رفتار فردی و اجتماعی خود قرار داده بودمی تواند راز موفقیت اسلام را در برابر اندیشه های جاهلانه نشان دهد. پیامبر(ص) در دعوت خود ضمن پذیرش سنت های پسندیده انسانی در میان اعراب آنگاه که به نفی ضد ارزشها می پرداخت طرح های جایگزین نیز ارائه می کرد تا مخاطبان او احساس خلاء نکنند. شاید راز بسیاری از شکست های فردی و اجتماعی مصلحان در طول تاریخ همین بوده که طرح جایگزین نداشته اند به همین نمونه تاریخ معاصر ایران توجه کنید. حضور روحانیت در مشروطیت و انقلاب اسلامی و این که چرا روحانیت در مشروطیت نتوانست تا پایان حضور داشته باشد اما انقلاب اسلامی به رهبری امام موفق به براندازی یک نظام شد؟ شاید مهمترین نکته در همین طرح جایگزین بوده است. امام خمینی(ره) طرح جایگزین سلطنت را داشت اما روحانیت در مشروطیت به ابعاد این موضوع آن چنان که بایسته است نیاندیشیده بود واین سرانجام هرحرکت سیاسی و فکری است که فقط طرح براندازی داشته باشد و نه طرح جایگزین! ادامه مطلب نوشته شده توسط محمد رضا بهارلو | لینک ثابت | سلام با هر تپشی که در دل آگاه است یک نغمه لا الا الله
هر جا بلند است ندای توحید گلبانگ محمد رسول الله نوشته شده توسط محمد رضا بهارلو | لینک ثابت | |